1کتاب هنر شفاف اندیشیدن
مقدمه
- رالف دوبلی در دانشگاه سنت گالن در رشتهی فلسفه و مدیریت بازرگانی تحصیل کرده و در سال 1995 با مدرک دکترا در رشتهی «ساختشکنی گفتمان اقتصادی» فارغالتحصیل شد.
- عمدهی شهرت خودش رو مدیون همین کتاب هست.
- «هیچ قصدی برای چاپ آن نداشتم. در ابتدا قرار بود این فهرست فقط برای استفاده شخص خودم باشد.»
- خلاقیت و شک در مفروضات شناختی موضوعاتی هست که اونو آدم جالبی میکنه.
- عمدهی شهرت خودش رو مدیون همین کتاب هست.
- رالف انگیزهی خودش برای نوشتن این کتاب رو ناشی از برخوردی که با نسیم نیکولاس طالب داشته و اینکه توی نوشتن کتاب قوی سیاه بهش کمک کرده میدونه.
- رالف ناکامی ما رو از شفاف اندیشیدن ناشی از انحراف سیستماتیک از مسیر عقلانی از نظر منطق و رفتارهای بهینه و مسئولانه میدونه.
- رالف معتقده که دونستن خطاهای شناختی باعث میشه که کمتر به اونا دچار بشیم.
- «بادها و رعد و برق از روزگاری که بنجامین فرانکلین بادبادک خودش را به آسمان برد تا امروز کمتر یا ضعیفتر نشده و از هیبت صدای آنها نیز کاسته نشده است، بلکه ما کمتر دربارهی آنها نگران هستیم. این دقیقا همان احساسی است که من امروز دربارهی تفکر بیمنطق خودم دارم.»
- رالف معتقده که دونستن خطاهای شناختی باعث میشه که کمتر به اونا دچار بشیم.
- «ما اینجا موضوع "هفت گام تا یک زندگی بدون اشتباه" را نداریم. خطاهای شناختی چنان در ذهن ما نهادینه شدهاند که نمیتوانیم به طور کلی از آنها خلاص شویم.»
- «برخی از خطاهای شناختی زهرآگین نیستند و حتی برخی از آنها برای داشتن یک زندگی خوب لازم هستند.»
- «اگر چه این کتاب نمیتواند کلید خوشبختی را در خود داشته باشد، دست کم به عنوان نوعی بیمه در مقابل شوربختیهایی که خود ما برای خودمان رقم میزنیم عمل میکند.»
- متن زیر همچنین آمیخته به مطالبی خارج از کتاب اصلی است که به درک بهتر کمک میکنند.
برای شفاف اندیشیدن
- از قبرستانها دیدن کن
- داستان افرادی که موفق نبودهاند به اندازهی افراد موفق شنیده نمیشود.
- پیشداوری بازماندهها: ما بیشتر متوجه افرادی هستیم که از یک رویداد جان سالم به در بردن و کسانی که شکستخوردن رو نادیده میگیریم.
- با مشاهده و واکاوی مداوم شکستخوردهها میتونی با این تصور مقابله کنی.
- «مانند قدم زدن اندوهبار در گورستان است، اما ذهن شما را شفاف میکند.»
- با مشاهده و واکاوی مداوم شکستخوردهها میتونی با این تصور مقابله کنی.
- ورودیهایی که منجر به خروجی مطلوب شده رو نادیده نگیر
- بخشی از موفقیت دانشگاههای برتر مثل هاروارد، نه برای آموزشهای حرفهای، بلکه به خاطر گزینش سختگیرانهی دانشجویانشان است.
- مراقب الگوسازیهای مغزت باش
- توهم خوشه(Clustering): زمانی رخ میده که فرد -به اشتباه- تصور میکنه که یک سری رویدادهای تصادفی، به هم مرتبط هستن.
- اگر ۵۰میلیون نفر یک چیز احمقانه رو تکرار کنن، باز هم احمقانهاس
- اثبات اجتماعی(Social Proof): فرد برای تصمیمگیری با هزینهی کمتر به نظر اکثریت متمایل میشود.
- هزینهای که تا حالا کردی رو دلیل موندنت در زمین بازی قرار نده
- بهش سفسطهی «هزینهی تهنشین شده» یا «پدیدهی کنکورد» هم میگن.
- یاد جنگ آمریکا با ویتنام بیفت. اونها فکر میکردن هزینه و فداکاریهای زیادی برای جنگ صورت گرفته و به همین خاطر رها کردنش اشتباهه.
- مهم نیست که تا حالا چقدر هزینه کردی، فقط به ارزیابیای که از هزینه و سود آینده داری توجه کن.
- نسبت به موقعیتهایی که میخوای لطفی رو جبران کنی آگاه باش
- اصل عمل متقابل(Reciprocity): ما تمایل داریم لطفی که بهمون شده رو به صورت متقابل جبران کنیم.
- الوین گولدنرِ: هیچ جامعهای در جهان نیست که از اصل عمل متقابل پیروی نکند.
- اصل عمل متقابل(Reciprocity): ما تمایل داریم لطفی که بهمون شده رو به صورت متقابل جبران کنیم.
- از کنار موارد استثنایی که با چارچوب فکریت تطابق نداره ساده نگذر
- سوگیری تایید(confirmation): ما تمایل داریم اطلاعات جدید رو به صورتی تفسیر کنیم که پیشداوریهای قبلی ما رو تایید کنه.
- «پیشداوری تایید مادر همهی سوتفاهمهاست.»
- برای تقابل با این سوگیری شناختی باید فعالانه به دنبال موارد نقض چارچوب خود باشیم.
- سوگیری تایید(confirmation): ما تمایل داریم اطلاعات جدید رو به صورتی تفسیر کنیم که پیشداوریهای قبلی ما رو تایید کنه.
- باورهای عزیزی که کاملا بدیهی به نظر میرسن رو به چالش بکش
- هر چه فرضیاتی که با آن روبرو هستیم مبهمتر باشد امکان گرفتار شدن به سوگیری تایید بیشتر است.
- اعتقادات مذهبی و فلسفی بستری عالی برای پرورش سوگیری تایید هستن.
- بیشترین تلاشت رو برای به چالش کشیدن کسی که در مرتبهی بالاتر از تو قرار داره به کار بگیر
- سوگیری اختیارات(Authority): ما به طور ناخودآگاه به نظرات افرادی که دارای جایگاه بالاتری هستن اعتماد میکنیم و اونا رو کمتر مورد نقد و بررسی قرار میدیم.
- آگاه باش که فقر و غنا حاصل قیاس است
- «قضاوت ما از زیبایی، گرانی یا بزرگی هر چیز به این بستگی دارد که یک چیز زشت، ارزان یا کوچک را در جلوی خودمان داشته باشیم و با آن مقایسه کنیم.»
- نسبت به دادههای در دسترست که اثباتنشده آگاه باش
- سوگیری راه حل در دسترس(Availability Heuristic): ما احتمال وقوع یک رویداد رو بر اساس سهولت تصور کردنش برای خودمون ارزیابی میکنیم نه بر اساس واقعیتش.
- احتمال اینکه خودکشی کنیم از احتمال به قتل رسیدن ما بیشتره.
- سوگیری راه حل در دسترس(Availability Heuristic): ما احتمال وقوع یک رویداد رو بر اساس سهولت تصور کردنش برای خودمون ارزیابی میکنیم نه بر اساس واقعیتش.
- مراقبت دام «اول بدتر میشه بعد بهتر میشه» باش
- بهترین راه تقابل با این دام اینه که مدت زمان و شدت بدتر شدن رو از شخص بپرسی و به دنبال شفافسازی باشی.
- در برخورد با داستانها به هدف پشتشون دقت کن
- «مسئلهی اصلی دربارهی داستانها این است که نوعی حس کاذب از درک را به ما القا میکنند...»
- آگاه باش که تمایل داری اتفاقی که رخ داده رو بدیهی در نظر بگیری
- سوگیری گذشتهنگرانه(Hindsight): ما تمایل داریم بعد از وقوع یک رویداد، اونو واضح و قابل پیشبینی تلقی کنیم.
- «یکی از رایجترین اشتباهات فکری است.»
- برای کاهش این سوگیری شناختی و آگاهی بیشتر نسبت بهش، یادداشت کردن خاطرات، پیشبینیهای آینده، مطالعهی تاریخ شفاهی و خاطرات دیگران مفید است.
- آگاه باش که تمایل داری تواناییهای خودت رو بیشتر از چیزی که هست تخمین بزنی
- به خصوص متخصصان قربانیان اصلی این موضوع هستن.
- مراقب باش که یک متظاهر چربزبون رو متخصص نبینی
- دانش شوفر(chauffeur): دانشی حفظ شده و بدون درک عمیق که فقط برای خودنمایی و تقلید از دانایان به کار گرفته میشه.
- برای تقابل با این موضوع «دایرهی شایستگی»ات رو تعریف کن.
- چیزهایی که درون دایره هست رو خیلی خوب درک میکنی و بیرون دایره دانشت سطحی هست.
- همواره به خودت یادآوری کن که اگر در زمینی که درون دایرهی شایستگیات نیست بازی کنی قطعا شکست خواهی خورد.
- برای تقابل با این موضوع «دایرهی شایستگی»ات رو تعریف کن.
- دانش شوفر(chauffeur): دانشی حفظ شده و بدون درک عمیق که فقط برای خودنمایی و تقلید از دانایان به کار گرفته میشه.
- آگاه باش، کنترلی که بر اوضاع داری کمتر از چیزی هست که تصور میکنی
- توهم کنترل: ما بیش از حد، تصور میکنیم بر رویدادهای بیرونی کنترل داریم.
- «بر چند چیز مهمی تمرکز کنید که واقعا میتوانید بر آنها تاثیر بگذارید. در مورد باقی چیزها: هر چه بادا باد.»
- آگاه باش که بیشتر از چیزی که فکر میکنی تحت تاثیر مشوقها هستی
- سوگیری ناشی از مشوق(Incentive-caused): ما تمایل داریم رفتارهایی رو تکرار کنیم که منجر به پاداش میشن.
- «مردم در حقیقت فقط از دیدگاه خودشان به انگیزهها واکنش نشان میدهند و به هدف والاتر که زمینهی ایجاد انگیزه بوده است توجه ندارند.»
- «هیچ وقت از یک آرایشگر نپرس که موهایت به آرایش نیاز دارد یا نه.»
- «سانسور کردن یک کتاب موجب میشود که محتوای آن طرفداران بیشتری پیدا کند...»
- شاید رویدادی که به یک موضوع نسبت میدی صرفا تصادفی و بر حسب روال رخ داده
- پدیدهی بازگشت به میانگین: اگر یک نمونهی متغیر، مقداری حدی(مقدار خیلی زیاد یا خیلی کم) داشته باشه، نمونهی بعدی احتمالاً به میانگین نزدیکتر است.
- هرگز یک تصمیم رو از روی نتیجهاش قضاوت نکن
- سوگیری نتیجهمحور(Outcome): ما تمایل داریم کیفیت یک عمل رو نه بر اساس فرآیندی که براش طی شده، بلکه صرفاً براساس نتیجهاش قضاوت کنیم.
- ما قاضیهای ضعیفی برای کیفیت تصمیماتیم، چون بیشازحد روی نتیجه متمرکزیم.
- کتاب تفکر نامطمئن: اگر تصمیم رو از نتیجهاش جدا نکنیم و هیچ وقت نمیتونیم فرآیند تصمیمگیری خودمون رو بهبود بدیم.
- آگاه باش، گزینهی انتخابی کمتر = احساس رضایت بیشتر
- پارادوکس انتخاب(Paradox of Choice): هرچه گزینههای بیشتری برای انتخاب داشته باشیم، احساس رضایت کمتری از انتخابمون خواهیم داشت.
- راه تقابل در شرایطی که انتخابهای زیادی داریم اینه که قبل از مواجه با انتخابها با خودمون واکاوی کنیم که «گزینهی به اندازهی کافی خوب» ما باید چه ویژگیهایی داشته باشه.
- متوجه این حقیقت باش که امکان گرفتن تصمیم بینقض وجود نداره و صرفا به دنبال یک تصمیم رضایتبخش باش.
- زمانی که بتونی در دیگری این حس رو بکاری که دوستش داری، دوستداشتنیتر به نظر میرسی
- سوگیری بازتاب علاقه(Reciprocity of Liking): وقتی تصور میکنیم که کسی ما رو دوست داره، تمایل داریم که متقابلاً دوستش داشته باشیم.
- راه تقابل اینه که همیشه یک محصول رو فارغ از اینکه فروشنده کیه قضاوت کنیم.
- سوگیری بازتاب علاقه(Reciprocity of Liking): وقتی تصور میکنیم که کسی ما رو دوست داره، تمایل داریم که متقابلاً دوستش داشته باشیم.
- آگاه باش که ارزش چیزهایی که مالکش هستی رو بیشتر از واقعیتش تخمین میزنی
- اثر مالکیت(Endowment Effect): ما تمایل داریم برای چیزهایی که مالکش هستیم ارزش بیشتری قائل بشیم.
- یکی از دلایل اثر مالکیت اینه که از دست دادن چیزی رو دردناکتر از بهدست آوردنش میدونیم.
- وقتی چیزی مال ماست، احساس میکنیم از دست دادنش زیان بزرگیه، حتی اگر قبلاً اهمیتی براش قائل نبوده باشیم.
- چیزی که غافلگیر کنندهتر از رخ دادن رویدادهای نادر هست، اینه که "هرگز" رخ ندن
- آگاه باش که به انطباق با اجتماع تمایل داری
- سوگیری انطباق(Conformity): ما تمایل داریم در راستای تطابق با اجتماعای که در اون حضور داریم نظر شخصی خودمون رو بیان نکنیم.
- این تمایل رو میشه ناشی از اضطراب تنهایی دونست.
- این تمایل در گروههای تجاری یا سیاسی قویتر هستش و هزینهی بیشتری داره.
- راه تقابل اینه که وقتی احساس یکپارچگی در تصمیم گروهی کردی، به کمک کتاب طرز فکر پیشاهنگی سعی کنی فرضهای پنهان رو با پرسیدن سوال در جمع واکاوی کنی.
- اگر رهبری گروه مورد نظر رو داری نقش مدافع شیطان رو به یکی از اعضا بده.
- شاید اون شخص محبوبترین عضو گروه نباشه اما مهمترین عضو هستش.
- اگر رهبری گروه مورد نظر رو داری نقش مدافع شیطان رو به یکی از اعضا بده.
- سوگیری انطباق(Conformity): ما تمایل داریم در راستای تطابق با اجتماعای که در اون حضور داریم نظر شخصی خودمون رو بیان نکنیم.
- مراقب باش که احتمالات رو نادیده نگیری
- سوگیری نادیده گرفتن احتمالات(Neglect of Probability): ما تمایل به نادیده گرفتن احتمال وقوع یک رویداد در هنگامهی عدم قطعیت داریم.
- چیزی رو فقط به خاطر کمیابی باارزشتر تصور نکن
- سوگیری کمیابی(Scarcity): وقتی چیزی برای ما کمیاب و دستٰنیافتنی به نظر میرسه، ارزشش رو بیشتر تخمین میزنیم.
- مغز ما وقتی چیزی رو در خطر از دست رفتن میبینه ارزشش رو بیشتر تخمین میزنه تا سریعا برای به دست آوردنش اقدام کنیم.
- در داستان رومئو و ژولیت شکسپیر، از آنجا که عشق از این جنس ممنوعه بوده؛ این دو شخصیت هیچ حد و مرزی رو براش نمیشناختن.
- سوگیری کمیابی(Scarcity): وقتی چیزی برای ما کمیاب و دستٰنیافتنی به نظر میرسه، ارزشش رو بیشتر تخمین میزنیم.
- هر وقت صدای سم میشنوی، انتظار گورخر نداشته باش
- سوگیری غفلت از نرخ پایه(Base rate fallacy): ما به صورت طبیعی آمار و نرخ پایه رو نادیده میگیریم و بیشتر به موارد خاص و داستانهای شخصی متمایل هستیم.
- وقتی با یک مورد خاص روبهرو میشیم، مغزمون اون مورد رو بیشازحد مهم میکنه و واقعیتهای آماری رو نادیده میگیره.
- مثال: آمارها نشون میده سیگار باعث کاهش طول عمر میشه اما شخصی ممکنه دچار سوگیری غفلت از نرخ پایه بشه و بگه کسی رو میشناسه که سیگار میکشید اما ۹۰سال عمر کرد.
- نسیم نیکولاس طالب: «احتمالات زبان انتقاد است.»
- سوگیری غفلت از نرخ پایه(Base rate fallacy): ما به صورت طبیعی آمار و نرخ پایه رو نادیده میگیریم و بیشتر به موارد خاص و داستانهای شخصی متمایل هستیم.
- پرتاب قبلی سکه رو فراموش کن
- مغلطهی قمارباز(Gambler’s Fallacy): این تصور که به عنوان مثال در پرتاب سکه هر چقدر تعداد بیشتری شیر بیاید، احتمال آمدن خط در پرتاب بعدی بیشتر میشود.
- اگر سکهای ۱۰۰بار هم پرتاب بشه و همهاش خط بیاد در پرتاب بعدی همچنان احتمال شیر یا خط اومدن سکه ۵۰درصد هستش.
- مغلطهی قمارباز(Gambler’s Fallacy): این تصور که به عنوان مثال در پرتاب سکه هر چقدر تعداد بیشتری شیر بیاید، احتمال آمدن خط در پرتاب بعدی بیشتر میشود.
- آگاه باش که اولین عدد، باعث لنگراندازی ذهنت میشه
- سوگیری لنگر انداختن(Anchoring): ما تمایل داریم که به اولین دادهها بیش از حد تکیه کنیم و روش به عنوان معیار لنگر بندازیم.
- صرفا تمرکزت روی تجربیات خودت از یک موضوع نباشه
- استدلال استقرایی: روشی از استدلال که از جز به کل میرسه. در واقع در این شیوه ما با دیدن الگوها در موارد جزئیای که داریم، سعی میکنید به یک اصل عمومی برسیم.
- هر چقدر شواهد و نمونههای بیشتری داشته باشیم، احتمال درست بودن این استدلال بیشتر میشه اما هرگز نمیتونیم با قطعیت بگیم نتیجه در همهی موارد صادقه.
- مثال: کسی که ۱۰۰بار رولت روسی بازی کرده ممکنه با تمرکز بر تجربهی شخصی خودش اینطور استدلال کنه که احتمال زنده موندنش ۱۰۰درصده اما دقیقا در بازی بعدی تیر خلاص رو بخوره.
- استدلال استقرایی: روشی از استدلال که از جز به کل میرسه. در واقع در این شیوه ما با دیدن الگوها در موارد جزئیای که داریم، سعی میکنید به یک اصل عمومی برسیم.
- آگاه باش که ترس تو از ضرر بیشتر از اشتیاقت به سود هست
- سوگیری زیانگریزی(Loss Aversion): ترس از دست دادن یک چیز برای ما پررنگتر از خوشحالی به دست آوردنش هست.
- مثال: درد از دست دادن یک میلیون تومان برای ما بیشتر از لذت بهدست آوردنش هست.
- این سوگیری باعث میشه بیش از حد محافظهکارانه تصمیم بگیریم.
- این تمایل رو میشه ناشی از اضطراب مرگ دونست.
- سوگیری زیانگریزی(Loss Aversion): ترس از دست دادن یک چیز برای ما پررنگتر از خوشحالی به دست آوردنش هست.
- آگاه باش که عملکرد هر کسی در تنهایی بالاتر از عملکردش در یک گروه هست
- پدیدهی بیهودگی اجتماعی(Social Loafing): اگر فردی به تنهایی برای انجام کاری، به اندازه X واحد تلاش میکرد، در قالب کار گروهی، تلاشی کمتر از X واحد ارائه میکنه.
- پراکندگی مسئولیت(Diffusion of Responsibility): احساس اینکه مسئولیت انجام کار بین همه اعضا تقسیم شده.
- به همین علت گروهها معمولا ریسکهای بزرگتری میکنن چون هر عضو از گروه معتقده تنها کسی نیست که باید سرزنش بشه.
- اثر مفتخوری(Free-Rider Effect): هر یک از اعضا تصور میکنن دیگران کمکاریش رو جبران میکنن و نیاز نیست زحمت زیادی بکشن.
- «بیهودگی اجتماعی یک پدیدهی منطقی است، اگر نیمی از قدرت شما برای کار کافی باشد، چرا باید همهی انرژی خود را صرف کنید؟ به ویژه اگر دیگران متوجه این کمکاری کوچک نشوند.»
- اثر سادهلوحی(Sucker Effect): برخی از اعضا ممکنه بابت کمکاری دیگران عملکرد خودشون رو کاهش بدن تا نقش یک "سادهلوح" یا "کسی که سرش کلاه رفته" رو توی گروه بازی نکنن.
- پراکندگی مسئولیت(Diffusion of Responsibility): احساس اینکه مسئولیت انجام کار بین همه اعضا تقسیم شده.
- راه تقابل و افزایش بهرهوری گروهی اینه که نقش دقیق هر فرد مشخص بشه و تسکهای واضح و قابل اندازهگیری بهشون سپرده بشه و اندازهی گروهها از یک مقداری فراتر نره.
- پدیدهی بیهودگی اجتماعی(Social Loafing): اگر فردی به تنهایی برای انجام کاری، به اندازه X واحد تلاش میکرد، در قالب کار گروهی، تلاشی کمتر از X واحد ارائه میکنه.
- آگاه باش که به طور غریزی درکی از رشد نمایی نداری
- راه تقابل استفاده از عدد جادویی ۷۰ هست.
- تقسیم عدد ۷۰ به ما میگه یک مقدار با نرخ رشد ثابت، چقدر طول میکشه تا دو برابر بشه.
- مثال: اگر چیزی ۱۰درصد در سال رشد کنه، بعد از حدود ۷ سال دو برابر میشه.
- مثال: اگر چیزی ۱۰درصد در سال رشد کنه، بعد از حدود ۷ سال دو برابر میشه.
- تقسیم عدد ۷۰ به ما میگه یک مقدار با نرخ رشد ثابت، چقدر طول میکشه تا دو برابر بشه.
- راه تقابل استفاده از عدد جادویی ۷۰ هست.
- به هر قیمتی به دنبال برنده شدن نباش
- نفرین برنده(Winner’s Curse): موقعیتی هست که برنده برای پیروزی در رقابت، هزینهای رو میپردازه که از ارزش واقعی چیزی که به دست آورده بیشتره.
- راه مقابله اینه که حد بالای "هزینه"ای که میخوای برای این "فرصت" بپردازی رو از قبل در نظر بگیری و از اون مقدار تحت هیچ شرایطی بالاتر نری.
- نفرین برنده(Winner’s Curse): موقعیتی هست که برنده برای پیروزی در رقابت، هزینهای رو میپردازه که از ارزش واقعی چیزی که به دست آورده بیشتره.
- شخصیت واقعی بازیگر رو از روی نقشی که بازی میکنه قضاوت نکن
- سوگیری انتساب بنیادی(Fundamental Attribution Error): ما تمایل داریم رفتار دیگران رو ناشی از شخصیت ذاتی اونها بدونیم و شرایط محیطی رو نادیده بگیریم.
- مثال: همکارم امروز دیر به جلسه رسید، پس آدم بینظم و غیر مسئولیتپذیریعه.
- اعتقاد به ارادهی آزاد باعث میشه بیشتر دچار این سوگیری بشیم و اثر محیط رو نادیده بگیریم.
- بازیگری که در فیلم نقش یک خونآشام بیرحم رو بازی میکنه، آیا واقعاً فکر میکنیم که در زندگی واقعیش هم یک قاتلعه؟ قطعاً نه!
- سوگیری انتساب بنیادی(Fundamental Attribution Error): ما تمایل داریم رفتار دیگران رو ناشی از شخصیت ذاتی اونها بدونیم و شرایط محیطی رو نادیده بگیریم.
- مراقب باش که جای علت و معلول رو با هم عوض نکنی
- مثال: هر چه آتشنشانهای بیشتری برای مهار آتش میرفتن آتش شعلهورتر میشد.
- احتمالا جای علت و معلول تغییر کرده و آتش به خودی خود درحال شعلهورتر شدن بود و به همین خاطر آتشنشانهای بیشتری به محل رفتن.
- مثال: هر چه آتشنشانهای بیشتری برای مهار آتش میرفتن آتش شعلهورتر میشد.
- آگاه باش که تمایل داری از نمای بیرونی، تمام آنچه که هست رو پیشبینی کنی
- سوگیری اثر هالهای(Halo Effect): ما تمایل داریم ویژگیهای مثبتی که در یک شخص(یا هر چیز دیگهای) میبینیم رو به سایر جنبههاش هم تعمیم بدیم.
- اگه معلمی خیلی خوشبرخورد و اجتماعی باشه، ممکنه فکر کنی حتماً خیلی هم خوب درس میده و خیلی هم باسوادتر از بقیه معلمهاست.
- سوگیری اثر هالهای(Halo Effect): ما تمایل داریم ویژگیهای مثبتی که در یک شخص(یا هر چیز دیگهای) میبینیم رو به سایر جنبههاش هم تعمیم بدیم.
- آگاه باش که ریسکی که با انتخاب مسیر میانبر پرداخت شده معمولا دیده نمیشه
- پیشگوها رو به چالش بکش
- داستانهای امکان پذیر رو بدیهی فرض نکن
- مغلطهی ترکیب(Conjunction Fallacy): به موقعیتی اطلاق میشه که رخ دادن چند اتفاق با هم، محتملتر از رخ دادن فقط یکی از اونها به نظرمون میرسه.
- مثال: ممکنه احتمال اینکه "فردا باران میاد و هوا سرد میشه" رو بیشتر از صرفا "فردا باران میاد" فرض کنیم.
- این فرض اشتباهه چون احتمال رخ دادن دو چیز با هم، همیشه کمتر یا مساوی با صرفا رخ دادن یکی از اونهاست.
- مثال: ممکنه احتمال اینکه "فردا باران میاد و هوا سرد میشه" رو بیشتر از صرفا "فردا باران میاد" فرض کنیم.
- مغلطهی ترکیب(Conjunction Fallacy): به موقعیتی اطلاق میشه که رخ دادن چند اتفاق با هم، محتملتر از رخ دادن فقط یکی از اونها به نظرمون میرسه.
- آگاه باش که چهارچوب بیان مهمتر از بیان صرف موضوع هست
- اثر چارچوببندی(Framing): نحوهی بیان یک موضوع، میتونه برداشت احساسی ما رو کاملاً تغییر بده.
- عجله نکن، سنجیده اقدام کن
- سوگیری اقدام(Action): ما در شرایط مبهم تمایل داریم هر کاری بکنیم تا نشون بدیم که روی شرایط کنترل داریم.
- این موضوع میتونه ناشی از تقویت "احساس کنترل" و "تصویر اجتماعی" باشه.
- «همهی مشکلات انسان از ناتوانی او برای ساکت و تنها نشستن در یک اتاق سرچشمه میگیرد.»
- سوگیری اقدام(Action): ما در شرایط مبهم تمایل داریم هر کاری بکنیم تا نشون بدیم که روی شرایط کنترل داریم.
- اینکه اقدام نمیکنی خودش نوعی اقدام هست
- سوگیری فروگذاری(Omission): ما تمایل داریم تصور کنیم مسئولیت ناشی از اقدامی که انجام ندادیم کمتر از مسئولیت ناشی از اقدامی هست که انجام دادیم.
- مثال: اینکه "کسی عمداً یک نفر رو زیر آب نگه میداره تا غرق بشه" رو گناهآلودتر از اینکه "کسی فقط تماشا میکنه که یک نفر داره غرق میشه و هیچ تلاشی برای نجاتش نمیکنه" میبینیم.
- سوگیری فروگذاری(Omission): ما تمایل داریم تصور کنیم مسئولیت ناشی از اقدامی که انجام ندادیم کمتر از مسئولیت ناشی از اقدامی هست که انجام دادیم.
- آگاه باش که همگی تمایل داریم موفقیت رو به خودمون و شکست رو به بقیه نسبت بدیم
- سوگیری خودخدمتگرایی(Self-serving): ما تمایل داریم موفقیتهامون رو حاصل تلاش خودمون بدونیم و شکستهامون رو گردن دیگران یا شرایط محیطی بندازیم.
- راه تقابل اینه که از یک دوست صادق یا یک دشمن بخوای نقاط قوت و ضعفت رو بگه.
- آگاه باش که اثر یک لذت یا درد بزرگ تا ابد ادامه نخواهد داشت - پدیدهی گردونهی لذت(Hedonic Treadmill): هیجان ناشی از یک اتفاق خوب یا غم ناشی از یک اتفاق بد، به مرور زمان کمرنگ میشه و ما به سطح پایهی شادی بر میگردیم. - برای اینکه در درازمدت شادتر زندگی کنی: - از چیزهای منفی که برات غیرقابل تحمل و سخته که بهش عادت کنی دوری کن. - انتظار خوشحالی طولانی مدت از به چنگ آوردن چیزی نداشته باش. - به مشاغلی بپرداز که در اونها بیشترین وقت آزاد و خودمختاری ممکن رو داشته باشی. - «اثرهای مثبت بلندمدت به طور کلی از فعالیتهایی ایجاد میشوند که شما فعالانه به آنها میپردازید...» - در دوستی سرمایهگذاری کن و با تغییر موقعیت اجتماعیت اونا رو تغییر نده.
کتاب همه چی بگا رفته از مارک منسون: ظاهرا زندگی چیزی نیست جز نوسانهایی در اطراف شادکامی درجه هفت ما. و این هفت ثابت که همیشه بهش برمیگردیم سر ما بازیهایی در میاره و گولمون میزنه، حقهای که بارها و بارها در دامش میفتیم. حقهاش اینجاست که مغز بهمون میگه «میدونی، اگه فقط یه ذره دیگه داشتم، بالاخره به ۱۰ میرسیدم و همونجا میموندم.»
- نادیدههات رو نادیده نگیر
- سوگیری خود-انتخابی(Self-selection): ما تمایل داریم فقط اطلاعاتی رو ببینیم یا تحلیل کنیم که انتخاب کردیم.
- مثال: کسی که فقط نظرات مثبت خریداران محصولش رو میخونه، فکر میکنه همه مشتریها راضین، اما درواقع ناراضیها ثبتنام نکردن و نظر ندادن!
- سوگیری خود-انتخابی(Self-selection): ما تمایل داریم فقط اطلاعاتی رو ببینیم یا تحلیل کنیم که انتخاب کردیم.
- حواست باشه که رویدادها رو چطور به هم ربط میدی
- سوگیری همبستگی پنداری(Illusory Correlation): ما تمایل داریم برای دو رویداد که پشت سر هم یا بهطور همزمان اتفاق افتادن، رابطهی علت و معلولی تصور کنیم، حتی اگه واقعاً به هم ربطی نداشته باشن.
- مثال: این تصور که "هر وقت لباس قرمز میپوشم، امتحانم رو خراب میکنم"
- سوگیری همبستگی پنداری(Illusory Correlation): ما تمایل داریم برای دو رویداد که پشت سر هم یا بهطور همزمان اتفاق افتادن، رابطهی علت و معلولی تصور کنیم، حتی اگه واقعاً به هم ربطی نداشته باشن.
- اگر قدمهای اول رو موفقیتآمیز برداشتی دچار تکبر نشو
- آگاه باش که ذهن از تضاد خوشش نمیاد
- سوگیری ناهمخوانی ادراکی(Cognitive Dissonance): وقتی دو باور یا رفتار متضاد داریم، دچار تنش درونی میشیم و ذهنمون تمایل داره این تضاد رو توجیه کنه، حتی اگه به بهای فریب دادن خودمون باشه.
- حواست باشه قربانی پاداش زودهنگام نشی
- سوگیری تخفیف اغراقآمیز(Hyperbolic Discounting): ما تمایل داریم پاداشهای فوری رو به پاداشهای بزرگتری که دیرتر میرسن ترجیح بدیم.
- «جانوران دیگر هرگز یک پاداش فوری را رد نمیکنند تا به چیزهای بیشتری در آینده برسند.»
- والتر میشل نشون داده که توانایی ما در به تعویق انداختن لذت میتونه پیشبینیکنندهی موفقیت بلندمدتمون باشه.
- سوگیری تخفیف اغراقآمیز(Hyperbolic Discounting): ما تمایل داریم پاداشهای فوری رو به پاداشهای بزرگتری که دیرتر میرسن ترجیح بدیم.
- آگاه باش که اگر چرایی رفتارت رو بگی، سطح پذیرش دیگران رو افزایش میدی
- اطلاع از "چرایی" موجب آرامش میشه، هیچ چیز آزاردهندهتر از موندن در تاریکی نیست.
- حتی دلایل سطحی هم امکان پذیرش رو افزایش میده.
- «هرگز بدون کلمهی "چون" از خانه بیرون نروید.»
- کمتر تصمیمگیری آگاهانه کن تا انرژی بیشتری داشته باشی
- پدیدهی خستگی تصمیمگیری(Decision Fatigue): ذهن با هر تصمیم حتی کوچکی، بخشی از انرژی خودش رو مصرف میکنه.
- مثال: براساس تحقیقات قاضیها در ابتدای روز و بعد از استراحت، بیشتر احتمال داره آرای جسورانه بدن اما با گذر زمان، احتمالش نزدیک به صفر میرسه.
- کاهش قند خون بر اثر تصمیمگیری آگاهانه باعث کاهش سریع اراده و تابآوری میشه.
- پدیدهی خستگی تصمیمگیری(Decision Fatigue): ذهن با هر تصمیم حتی کوچکی، بخشی از انرژی خودش رو مصرف میکنه.
- هر چیز رو براساس واقعیتش قضاوت کن نه ارتباطی که با یک شخص یا موضوع داره
- سوگیری سرایت(Contagion): ما تمایل داریم قضاوتمون از یک چیز رو نه بر پایهی آنچه که هست بلکه بر اساس ارتباطی که با یک شخص یا موضوع داره شکل بدیم.
- مثال: احساس انزجار ناشی از پوشیدن پیژامهی قدیمی هیتلر در یک شخص.
- در حقیقت اون فقط یه پیژامهی قدیمیعه.
- مثال: احساس انزجار ناشی از پوشیدن پیژامهی قدیمی هیتلر در یک شخص.
- سوگیری سرایت(Contagion): ما تمایل داریم قضاوتمون از یک چیز رو نه بر پایهی آنچه که هست بلکه بر اساس ارتباطی که با یک شخص یا موضوع داره شکل بدیم.
- به میانگینها اعتماد نکن
- قانون توان(Power Law): بسیاری از پدیدههای انسانی(مثل ثروت یا محبوبیت محتوا) توزیع نرمال ندارن، بلکه از قانون توان پیروی میکنن.
- مثال: میانگین افرادی که درون یک اتوبوس قرار دارن که بیل گیتس هم جز مسافرانش هست، مقدار قابل اتکایی نیست.
- قانون توان(Power Law): بسیاری از پدیدههای انسانی(مثل ثروت یا محبوبیت محتوا) توزیع نرمال ندارن، بلکه از قانون توان پیروی میکنن.
- انگیزههای درونی رو با پاداش نجس نکن - وقتی فردی کاری رو با انگیزهی درونی انجام میده گرفتن پاداش بیرونی باعث از دست رفتن انگیزهی درونیش میشه.
- اگه چیزی برای گفتن نداری، چیزی نگو
- سوگیری بیهودهگویی(Verbosity): ما تمایل داریم که وقتی ایدههامون نسنجیده یا نامنسجم هستن با زیادهگویی و واژههای پرزرقوبرق این موضوع رو پنهان کنیم.
- در این حالت فرد با عرضهی کلمات بیشتر، تنبلی ذهنی و اینکه ایدههاش رشدنیافتهاس پنهان میکنه.
- «هر چه لایههای مه کلمات پرطمطراقتر باشند ما هم سادهتر فریب آنها را میخوریم.»
- افکار شفاف بیانی شفاف دارن. ایدههای مبهم به صورت زیادهگویی نمایان میشن.
- سوگیری بیهودهگویی(Verbosity): ما تمایل داریم که وقتی ایدههامون نسنجیده یا نامنسجم هستن با زیادهگویی و واژههای پرزرقوبرق این موضوع رو پنهان کنیم.
- مراقب بازی با میانگینها به روش "ویل راجرز" باش
- پدیدهی ویل راجرز(Will Rogers Phenomenon): وقتی عضوی از گروه A به گروه گروه B منتقل میشه، اگر مقدار آن عضو کمتر از میانگین گروه A و بیشتر از میانگین گروه B باشد، میانگین هر دو گروه افزایش مییابند.
- به جای جمعآوری دیوانهوار اطلاعات، با حقایقی که در دست داری زندگی کن
- دفعهی بعد که با رقیبت روبرو شدی، سعی نکن با مهربونی شکستش بدی، بلکه با سیلی از دادهها خفش کن!
- آگاه باش که تمایل داری نسبت به ثمرهی تلاشت بیطرف نباشی
- سوگیری توجیه تلاش(Effort Justification): ما تمایل داریم نتایجی که براش زحمت کشیدیم رو بیش از اندازه باارزش تصور کنیم.
- آگاه باش که یک جامعهی آماری کوچک نمایندهی ایدهآلی برای کل نیست
- قانون اعداد کوچک(Law of Small Numbers): ما تمایل داریم تصور کنیم که نتایج یک جامعهی کوچک نمایندهی خوبی برای کل جامعهی آماریست.
- مثال: من هر دکتری که دیدم بدخط بود پس همهی دکترها بدخط هستن.
- قانون اعداد کوچک(Law of Small Numbers): ما تمایل داریم تصور کنیم که نتایج یک جامعهی کوچک نمایندهی خوبی برای کل جامعهی آماریست.
- آگاه باش که انتظارات بر نتیجهی نهایی اثر میذارن
- اثر انتظارات(Expectation Effect): انتظارات ما میتونن بر واقعیت و نتایج نهایی تاثیر بذارن.
- اثر پلاسیبو(Placebo Effect): بهبود حال بیمار به دلیل باور و انتظارش از تاثیر یک درمان.
- اثر پیگمالیون(Pygmalion Effect): باور به تواناییهای یک فرد، باعث میشه اون فرد در این تواناییها به رشد واقعی برسه.
- اثر انتظارات(Expectation Effect): انتظارات ما میتونن بر واقعیت و نتایج نهایی تاثیر بذارن.
- آگاه باش که شهودت سریعتره اما دقتش از منطقت کمتره
- کتاب تفکر سریع و آهسته: دو سیستم پردازشی داریم:
- تفکر سریع: این سیستم غریزی-شهودی هستش و به سرعت واکنش نشون میده.
- تفکر آهسته: این سیستم آگاهانه، منطقی و تحلیلگر هستش.
- تست تفکر ادراکی(CRT): این تست تمایل ما به تفکر آهسته رو اندازهگیری میکنه.
- افرادی که نمرهی بالاتری در CRT میگیرن، تمایل بیشتری به تفکر منطقی و اجتناب از پاسخهای شهودی دارن.
- کتاب تفکر سریع و آهسته: دو سیستم پردازشی داریم:
- آگاه باش که تمایل داری توصیفات کلی دیگران دربارهی شخصیتت رو سریعا بپذیری
- اثر بارنوم(Barnum Effect): ما تمایل به پذیرش توصیفات شخصیتی کلی به عنوان توصیفات شخص خودمون داریم، در حالی که این توصیفات میتونن برای طیف وسیعی از افراد صدق باشن.
- آگاه باش که شاید با داوطلب نشدن برای کارهای خیر بتونی بیشتر به نیازمندان کمک کنی
- آگاه باش که فراتر از تصورت بردهی احساساتت هستی
- مراقب باش شاید آنچه در عمق یافتی، بازتاب ذهن توست، نه حقیقت
- سوگیری باطنبینی(Introspection): ما تمایل داریم تصور کنیم که کاملاً به افکار، احساسات و انگیزههای خودمون آگاهیم.
- سوگیری شفافیت(Transparency): ما تمایل داریم تصور کنیم دیگران میتونن افکار و احساسات ما رو درک کنن، حتی اگه به وضوح بیان نکرده باشیم.
- یک فهرست از مواردی که نمیخوای توی زندگی دنبال کنی مشخص کن
- «بسیاری از درها ارزش باز کردن ندارند، حتی زمانی که به نظر میرسد دستگیرهی آنها بدون هیچ تلاش خاصی میچرخد.»
- احتمالات تکنولوژیهای آینده رو نادیده بگیر و به شکل افراطی دنبالش نکن
- نسیم نیکولاس طالب: «فرض کنید همهی فناوریهایی که در ۵۰سال گذشته وجود داشتهاند بتوانند تا نیمقرن دیگر نیز به ما خدمتم کنند و فرض کنید که فناوریهایی که به تازگی ایجاد شدهاند تا چند سال آینده کهنه شوند.»
- پیامی که منبع معتبری نداره رو نپذیر
- پدیدهی شناخت بیردپا(Sleepwalker Phenomenon): به موقعیتی گفته میشه که نتیجهی یک فرآیند فکری یا شناختی در ذهن ما باقی مونده اما خود فرآیند رسیدن به نتیجه رو به خاطر نمیاریم.
- واقعیت اینه که سرچشمه و منبع یک پیام زودتر از خود پیام از خاطر ما میره، پس بهتره به منبع دریافت اطلاعات خود آگاه باشیم.
- پدیدهی شناخت بیردپا(Sleepwalker Phenomenon): به موقعیتی گفته میشه که نتیجهی یک فرآیند فکری یا شناختی در ذهن ما باقی مونده اما خود فرآیند رسیدن به نتیجه رو به خاطر نمیاریم.
- گرفتار گرهی فکری "یا این یا آن" نشو
- مغلطهی دوگانگی کاذب(False Dichotomy): به موقعیتی اطلاق میشه که ما تمام گزینههای موجود رو به تنها دو گزینهی کلی تقلیل میدیم و پیچیدگی مسئله رو نادیده میگیریم.
- سود بلندمدت اوجگیری کسی که استعدادش از تو بیشتر هست رو نادیده نگیر
- سوگیری مقایسهی اجتماعی(Social Comparison): ما تمایل داریم در مواجهه با افراد بااستعدادتر از خودمون، ناخودآگاه احساس تهدید کنیم و جلوی رشدشون رو بگیریم.
- اثر اولین و آخرین رو دست کم نگیر
- اثر اولیه(Primacy Effect): احتمالا اگر مدت زیادی از اطلاعاتی که دریافت کردی نگذشته باشه اولین برخوردت باهاش بهتر به خاطرت میمونه.
- اثر آخرین(Recency Effect): احتمالا اگر چند روز یا چند هفته از دریافت اطلاعاتت گذشته باشه آخرین بخشهاش بهتر به خاطرت میمونه.
- به شگفتانگیز بودن ایدههایی که مطرح میکنی شک کن
- ما تمایل داریم برای ابداعات و کشفیات خودمون ارزشی فراتر از واقعیتش قائل باشیم.
- مراقب قوی سیاه باش
- راهکارش اینه که فرض کنی احتمال هر رویدادی بیشتر از صفر مطلق هستش.
- آگاه باش که انتقال شهود قویای که در یک زمینه داری به زمینهی دیگر سختتر از چیزیه که تصور میکنی
- پدیدهی وابستگی به زمینه(Context Dependency): آنچه در یک شرایط خاص به درستی کار میکند یا درک میشود، ممکن است در شرایط متفاوت، کارایی نداشته باشد یا به درستی درک نشود.
- آگاه باش که تمایل داری شباهتت با دیگران رو بیشتر از واقعیت تخمین بزنی
- سوگیری توافق کاذب(False Consensus): ما تمایل داریم برای توافق اکثریت با باورها و دانستههای خودمون تخمینی فراتر از واقعیت بزنیم.
- توافق کاذب رو نسبت به نزدیکان و گروه خودمون بیشتر حس میکنیم.
- سوگیری توافق کاذب(False Consensus): ما تمایل داریم برای توافق اکثریت با باورها و دانستههای خودمون تخمینی فراتر از واقعیت بزنیم.
- به خاطرات گذشته اتکا نکن
- ما به طور ناخودآگاه خاطرات گذشتهی خود را براساس آنچه امروز تجربه کردیم تحریف میکنیم.
- آگاه باش که مستقل از هر گروه اجتماعیای هستی که بهش تعلق داری
- سوگیری همگنی گروه(Group Homogeneity): ما تمایل داریم اعضای یک گروه اجتماعی، به ویژه گروههایی که عضوشون نیستیم رو همگن، یکپارچه و شبیه یکدیگر ببینیم.
- تفاوت ریسک و ابهام رو بشناس
- پارادوکس السبرگ(Ellsberg): تصمیمگیری برای یک عمل با احتمالات مشخص و هر چند پرریسک راحتتر از تصمیمگیری برای یک عمل مبهم است.
- درواقع علم آمار، علم محاسبهی میزان ریسک است.
- میزان تحمل ابهام با آمیگدال مغز در ارتباط است.
- پارادوکس السبرگ(Ellsberg): تصمیمگیری برای یک عمل با احتمالات مشخص و هر چند پرریسک راحتتر از تصمیمگیری برای یک عمل مبهم است.
- آگاه باش که ما به پیشفرضها علاقه داریم
- سوگیری پیشفرض(Default): ما تمایل داریم چیزی رو انتخاب کنیم که به صورت پیشفرض و از پیش آماده وجود داره.
- سوگیری وضعیت موجود(Status Quo): ما تمایل به حفظ وضعیت موجود به عنوان یک پیشفرض از پیش آماده داریم.
- دولت با استفاده از این موضوع میتونه بدون محدود کردن آزادیهای قانونی مردم اونها رو به سمت مشخصی سوق بده.
- فقط کافیه که چند گزینه رو فراهم کنن و یک گزینه رو به عنوان پیشفرض قرار بدن.
- متوجه تفاوت بین پشیمانی ناشی از اقدام و عدم اقدام در گذر زمان باش
- پشیمانی از اقدام(Action Regret): در کوتاهمدت، ما تمایل داریم بیشتر از اقدامات اشتباه پشیمون بشیم.
- پشیمانی از عدم اقدام(Inaction Regret): در بلندمدت، ما تمایل داریم بیشتر از منفعل بودن پشیمون بشیم.
- مراقب باش که رسانهها تنها موضوع فکری تو رو تعیین نکنن
- نظریه برجستهسازی(Agenda-setting): رسانهها نمیگویند مردم چه فکری کنند، اما تعیین میکنند مردم دربارهی چه چیزی فکر کنند.
- آگاه باش که باد آورده را باد نمیبرد، انتخابهای ما مسبب این از دست دادن است
- سوگیری پول بادآورده(House Money): ما تمایل داریم پولی که ناگهانی یا اتفاقی به دست آوردیم رو با دقت کمتری خرج کنیم چون پیوند عاطفی و حس مالکیت کمتری نسبت بهش داریم.
- آگاه باش که خودکنترلی دائمی عملاً غیرممکن است
- تخلیهی ایگو(Ego Depletion): وقتی نیروی خودکنترلیت رو در زمینههایی مصرف میکنی، در موارد بعدی کمتر توانایی مقاومت یا تصمیمگیری داری.
- لوب پیشانی مغز که مسئول تصمیمگیری و کنترل رفتار هست، مثل ماهیچهای ذهنی عمل میکنه؛ استفادهی زیاد ازش باعث خستگی و کاهش توان اراده میشه.
- راهکارش اینه که هوشمندانه عمل کنی:
- تمرکز بر مهمترین تصمیمها و صرفنظر از کنترل همه چیز.
- کاهش تصمیمات روزمره با برنامهریزی از قبل (مثلاً انتخاب لباس یا وعدههای غذایی).
- حذف وسوسهها و طراحی محیط مناسب برای کاهش نیاز به اراده.
- تبدیل رفتارهای مطلوب به عادت تا انرژی کمتری مصرف شود.
- استفاده از یادآورها و برنامهریزی برای کاهش بار ذهنی.
- شارژ مجدد اراده با خواب کافی، تغذیه سالم، ورزش، استراحت و مدیریت استرس.
- تخلیهی ایگو(Ego Depletion): وقتی نیروی خودکنترلیت رو در زمینههایی مصرف میکنی، در موارد بعدی کمتر توانایی مقاومت یا تصمیمگیری داری.
- نسبت به حسادتت آگاه باش و نگذار نسنجیده رفتارهات رو هدایت کنه
- راهکار تقابل با حسادت اینه که خودت رو فارغ از اون شخص واکاوی کنی و دایرهی شایستگیت رو بشناسی.
- شناخت دایرهی شایستگی باعث میشه در زمینی که مال تو نیست به رقابت نپردازی.
- راهکار تقابل با حسادت اینه که خودت رو فارغ از اون شخص واکاوی کنی و دایرهی شایستگیت رو بشناسی.
- آگاه باش که داستانها بهتر از آمارها بر دیگران اثر میگذارن
- امکان نداره بتونی متوجه و آگاه از همه چیز باشی
- آگاه باش که هر چه چیز بزرگتری در خطر باشه، گفتهها در برابرش اغراقآمیزتر میشه
- خودت رو از خرد شهودت محروم نکن
- آگاه باش که برنامهریزیهای ما همراه با آرزوی بهترینهاست و توجهی روی عوامل محتمل بیرونی ندارد
- راه مقابله با در نظر نگرفتن بدترین احتمالات جلوی راه پیشبرد پروژهی تیمی اینه که بعد از برنامهریزیها و پیش از شروع پروژه، «جلسهی پیش از مرگ» برگزار بشه.
- فرض کنین مدتها از امروز گذشته و ما دقیقا از برنامهریزیمون پیروی کردیم و نتیجه واقعا فاجعه بوده، حالا ۵دقیقه دربارهی این فاجعه بنویسین.
- راه مقابله با در نظر نگرفتن بدترین احتمالات جلوی راه پیشبرد پروژهی تیمی اینه که بعد از برنامهریزیها و پیش از شروع پروژه، «جلسهی پیش از مرگ» برگزار بشه.
- آگاه باش که یک ژنرال خبره تمایل دارد راه حل مشکلات را جنگ یا کودتا ببیند
- با سرک کشیدن در حوزههای مختلف، به این درک میرسی که هر چیزی رو با ابزارهایی که در حرفهی خودت بهش مسلط شدی نمیشه حل کرد.
- آگاه باش که کارهای ناتموم، ذهن رو دچار تنش میکنن
- پدیدهی زایگارنیک(Zeigarnik Effect): کارهایی که ناتموم مونده یا روند انجامش برای ما نامشخصه، ذهنمون رو دچار تنش میکنه و این تنش تا زمان اتمام کار یا رسیدن به یک روند مشخص ادامه پیدا میکنه.
- تکنیک پنجدقیقه در تقابل با اهمالکاری اثربخشی خودش رو از این پدیده میگیره.
- مثال: شهرزاد داستان هزار و یک شب با همین تکنیک و گفتن داستانهای دنبالهدار تونست از مرگ نجات پیدا کنه.
- راه تقابل اینه که کار ناتموم موردنظر رو برای خودت به وضعیت «رسیدگی شده» ببری، چطور؟ با یکی از این اقدامات:
- تکمیل کردن
- برنامهریزی
- بایگانی کردن
- پدیدهی زایگارنیک(Zeigarnik Effect): کارهایی که ناتموم مونده یا روند انجامش برای ما نامشخصه، ذهنمون رو دچار تنش میکنه و این تنش تا زمان اتمام کار یا رسیدن به یک روند مشخص ادامه پیدا میکنه.
- آگاه باش که برخی موفقیتها نه به مهارت بلکه به میزان شانس بستگی دارن
- آگاه باش که شناسایی وجود یک چیز برای ما آسانتر از شناسایی غیبت آن است
- پدیدهی ویژگی مثبت(Positive Feature): تشخیص وجود یک ویژگی آسونتر و سریعتر از تشخیص عدموجودش هست.
- فریب "گلچین شواهد" رو نخور
- رویکرد گلچین شواهد(Cherry-picking): ما تمایل داریم تنها به نمایش شواهدی بپردازیم که موضع ما رو تقویت میکنن و شواهد متناقض رو خودآگاه(سفسطه) یا ناخودآگاه(سوگیری تایید/confirmation) پنهان کنیم یا کماهمیت جلوه بدیم.
- بیخیال "دلیل یگانه" شو
کتاب جنگ و صلح از تولستوی: وقتی یک سیب رسیده میشود و از درخت میافتد، چه چیزی دلیل افتادن آن است؟ آیا به خاطر جاذبهی زمین است، به خاطر ضعف ساقهی آن است؟ به دلیل خورشید است که سیب را خشک کرده؟ افزایش وزن سیب دلیل اصلی آن است؟ به خاطر باد است که آن را میلرزاند؟ آیا به این دلیل است که یک پسر در زیر درخت ایستاده و میخواهد سیب را بخورد؟ هیچ چیزی به تنهایی دلیل این پدیده نیست.
- مراقب نادیده گرفته شدن اصل ITT در پژوهشها باش
- اصل قصد به درمان(ITT یا Intention-To-Treat): وقتی در یک پژوهش، افراد به صورت تصادفی به گروههای مختلف تقسیم میشن، تحلیل نتایج باید بر اساس همون گروهبندی اولیه انجام بشه.
- به عبارتی اصلا مهم نیست که بعضی افراد شرایط رو دقیق و کامل اجرا نکنن یا بخوان از آزمایش خارج بشن، مهم اینه که ما چه قصدی برای هر گروه داشتیم.
- در مطالعات بالینی به کمک این اصل، نتایج آزمایشها، تصویری واقعیتر از اثربخشی یک درمان ارائه میدن.
- در مقابل طبق پروتکل(PP یا Per-Protocol) قرار داره که صرفا نمونههایی که شرایط رو دقیق و کامل اجرا کردن رو در نظر میگیره.
- خطر سوگیریش بیشتره اما برای نشون دادن تصویری آرمانی از اثربخشی شرایط بد نیست.
- به عبارتی اصلا مهم نیست که بعضی افراد شرایط رو دقیق و کامل اجرا نکنن یا بخوان از آزمایش خارج بشن، مهم اینه که ما چه قصدی برای هر گروه داشتیم.
- اصل قصد به درمان(ITT یا Intention-To-Treat): وقتی در یک پژوهش، افراد به صورت تصادفی به گروههای مختلف تقسیم میشن، تحلیل نتایج باید بر اساس همون گروهبندی اولیه انجام بشه.
- اخبار رو دنبال نکن
- رالف در این باره میگه: «پیشبینی من این است که اگر شما به اخبار پشت کنید به اندازهی کنار گذاشتن هر یک از ۹۸ اشتباه ذهنی که در برگههای این کتاب آوردیم برای شما سودمند خواهد بود.»
منابع
-
دوبلی، رالف. (۱۳۹۶). هنر شفاف اندیشیدن. ترجمهی آرش هوشنگیفر. انتشارات آزرمیدخت. ↩