1 رواندرمانی اگزیستانسیال
رواندرمانی اگزیستانسیال یک رویکرد به درمان روانشناختی است که برای درمان از فلسفه اگزیستانسیالیسم الهام میگیرد. این نوع درمان به جای تمرکز بر اختلالات مشخص، به بررسی عمیق تجربههای وجودی مراجع میپردازد.
مفاهیم کلیدی رواندرمانی اگزیستانسیال
آزادی و مسئولیت
یکی از اصول بنیادین این نوع رواندرمانی، تاکید بر آزادی فردی و مسئولیتهای ناشی از آن است. افراد باید انتخابهای خود را بپذیرند و مسئولیت پیامدهای این انتخابها را بر عهده بگیرند.
جستجوی معنا
رواندرمانی اگزیستانسیال به افراد کمک میکند تا معنای شخصی خود را در زندگی پیدا کنند. این فرآیند میتواند شامل بررسی ارزشها، اهداف و اعتقادات فرد باشد.
پذیرش مرگ و فناپذیری
آگاهی از مرگ و فناپذیری بخش مهمی از این نوع رواندرمانی است. این آگاهی میتواند به افراد کمک کند تا به زندگی خود بیشتر اهمیت دهند و آن را معنادارتر ببینند.
پذیرش تنهایی اگزیستانسیال
هر فرد موجودی مستقل از دیگران و جهان است. رواندرمانی اگزیستانسیال به افراد کمک میکند تا با این نوع از تنهایی کنار بیایند و از آن به عنوان فرصتی برای رشد و خودشناسی استفاده کنند.
پذیرش اضطرابهای وجودی
رواندرمانی اگزیستانسیال به افراد کمک میکند تا اضطرابهای وجودی را بپذیرند و از آن به عنوان نیرویی برای تغییر و رشد استفاده کنند.
رواندرمانی اگزیستانسیال از نگاه اروین یالوم
از نظر یالوم اصلیترین کمکی که فروید به درک انسان کرد، مدل پویهنگر کارکرد روانیاش بود؛ مدلی که فرض را بر وجود نیروهای متعارض درون فرد میگذارد و اندیشه و احساس و رفتار او را چه سازگاریافته باشد و چه بیمارگونه، نتیجهی این نیروهای متعارض میداند.
رواننژندی
انسان با تصور اینکه چیز بزرگی به نام "وجود" را در دستان خود دارد که روزی از دست خواهد داد، ناچار به اضطراب و ترس مداوم از دست دادنش تن میدهد. فرد رواننژند به جای پذیرش مسئولیت و رویارویی با این اضطراب و ترس بنیادی، بار مسئولیت را از شانه برداشته و از اساس خود را مالک "وجود" خود نمیداند.
در چنین حالتی باید توجه داشت که رواننژندی برای فرد سودآور است چرا که نیاز نیست "وجود" خود را حمل کند و مسئولیتاش را عهدهدار شود. همراهی با سازوکارهای دفاعی به این انکار مالکیت منجر میشود و فرد به سمت سکون و دایرهی امن خود میرود؛ در این راه آرامشی توخالی حاصل میشود اما در مقابل رشد و تجربهی شخص نیز محدود میشود؛ پس باید دانست که زیان رواننژندی بسیار بیشتر از سود آن هست.
رواننژندی به مانند بیماری سرماخوردگی است، عامل پدیداری هردو همیشه در ما حضور دارد اما همواره منجر به بیماری نمیشود. زمانی دچار رنجوری میشویم که تعادل از دست ما خارج شود و شیوهی همیشگی تقابل کافی نباشد.
اضطراب
ترس دارای ابژه است، به عبارتی چیزی در بیرون به طور حقیقی وجود دارد که موجب ترس میشود. ولی اضطراب فاقد ابژهی حقیقیست و در هنگامهی آن، فرد نمیتواند علت این احساساش را دقیقا توضیح دهد.
سورن کییرکگور در این باره میگوید:
اینکه انسان از هیچ بترسد بسیار اضطرابانگیز است پس یکچیز را جایگزین هیچ میکند که از آن بترسد.
بیمار مجموعهی بسیار پیچیدهای از دلواپسیها را در خود جای میدهد و اضطرابهای اصلی در پوستهای از لایههای تودرتوی واپسزنی، انکار، جابجایی و نمادسازی مدفون هستند.
انسان از آغاز مکتوب کردن افکارش، دلواپسیهای عمدهی اگزیستانسیال را شناخته و به بحث گذاشته و زنجیرهی لاینقطعی از فیلسوفها، یزدانشناسان و شعرا به این اصلیترین دلواپسیها پرداختهاند.
در رواندرمانی اگزیستانسیال علت اصلی رواننژندیها چهار اضطراب بنیادی وجودی شامل مرگ, آزادی, تنهایی و پوچی دانسته میشود. البته باید توجه داشت که درمانگر نیز مانند هر انسانی، اضطرابهای وجودی را تجربه میکند و به هیچوجه در قلمرو انحصاری افرادی که از لحاظ روانشناختی بیمارند، قرار ندارد.
در واقع این چهار اضطراب وجودی، سائقهای ما به عمل در راستای چیزیست(سائق یا پیشران، نیروییست که ما را به عمل در راستای چیزی ترغیب میکند)
اضطرابهای وجودی مانند ستارگان همیشه در آسمان هستند ولی این تاریکی شب است که آنها را هویدا میکند.
ناخودآگاه ما همواره در تلاطم است تا به کمک سازوکارهای دفاعی، ما را به سمت دوری از اضطرابهای وجودی سوق دهد؛ باید دانست هرچیزی که به عنوان مسکنی برای اضطرابهای وجودی از آن بهره میبریم، ما را از زیست اصیل دور میکند.
منابع
-
یالوم، اروین. (۱۳۹۵). رواندرمانی اگزیستانسیال. ترجمهی سپیده حبیب. نشر نی. ↩